ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
651
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است ، هر چند اعتقاد قطعي برهاني بر حقايق أمور را دارا باشد ويا نوعي مكاشفه ، آن چنان كه در بارهء بعضي از اولياى خدا گفتهاند داشته باشد . البتة اين نوع آگاهى واطلاع مانند مشاهده است ونه مشاهدهء خالص حقيقي ، زيرا از نوعي توهّم وخيال جدا نيست وبه همين خاطر است كه رسول خدا ( ص ) از قول پروردگار نقل كرده است : « براي بندگان صالح خود نعمتهايى را آماده ساختهام كه نه چشمى ديده ونه گوشى شنيده ونه بر دل انساني خطور كرده است وبالاتر از آن چيزهايى است كه شما بر آن آگاهى يافتهايد » . اين سخن حق تعالى اشاره به نوعي مشاهدهء خالصى است كه آميختگى ندارد وانسان پس از مرگ با چشم يقين آن را مىبيند . گاهى حقايقى را كه أهل مكاشفه در زندگى دنيا كشف مىكنند عين اليقين مىنامند ودرك كساني كه در اين أمور پايينتر از أهل مكاشفهاند اگر به وسيلهء احساس باشد وامكان بطلان آن نباشد ، آن را علم اليقين مىگويند . گاهى علم يقين در نزد صوفيّه اختصاص مىيابد به چيزى كه نفس به تصديق آن ميل دارد ودر نهايت بر شخص مسلّط وچيره مىشود ، آن چنان كه چيز مورد علاقة ، أو را بر كارى وا مىدارد ويا منع مىكند در اين صورت مىگويند فلانى يقينش به مرگ ضعيف است هر گاه در آماده شدن براي مرگ همّت نگمارد گويا به مردن يقين ندارد با وجودي كه در رسيدن مرگ هرگز شك ندارد . ودر صورتي مىگويند يقينش به مرگ محكم است كه ياد مرگ بر أو غلبه كند وتمام كوشش شخص در آمادهء شدن براي مرگ صرف شود . ( 4913 - 4897 ) پس از دانستن اين موضوع سخن امام ( ع ) كه فرمود : فانّكم لو عاينتم ما قد عاين من مات منكم لجزعتم ووهلتم ، قضيّهء شرطيّهاى است كه امام ( ع ) براي توجّه دادن به اين حقيقت آورده است كه در پشت سر شما سختيهاى آخرت وعذابهايى است كه گذشتگان شما آنها را دريافتند وشما اكنون آنها را مشاهده نمىكنيد هر چند آنها را از علوم يقيني